زودتر از این زندان رهایم کن
و در جهنم موعود به وعده آتش مقدس
مطهرم کن
آنگاه خاکسترم را
در دورترین کهکشان کائنات
جائی که پر از ستاره های در حال تولدن
رها کن
تا من با انفجار نور و زندگی
تولدی دوباره بیابم............
غلامرضا
***************
دیوارهای سرد همدل و همزبانم . زمان را پشت سر میگذارم با سکوت......... با خیال . در ابنجا طبیعت برای افراد از پشت پنجره زیبایی داره.
محبت تا چند صباحی دیگر , کنار خیابان در کنسروهای مخصوص فروخته خواهد شد ........
غلامرضا
ناگاه ابرهای تیره از راه میرسند . باد ی سهمگین میوزد . درختان در حسرت دیدار خورشید بر خود میلرزند . ابرهای تیره بغض آسمان را میشکند .
زیر سقف آسمان مینشینم. تیرگی همه جا را فرا گرفته . من در آرزوی دیدار خورشیدم و گویی آسمان از سنگینی آرزوی من میگرید.......
غلامرضا
به نام دوست. به نام دوست بدون خنجر.به نام دوستی که دستی نداره تا خنجر بزنه.به نام تنها کسی که چه افتاده و چه ایستاده توان و نیرو برایم ارزانی داشت.بنام خدای یکتا و طبیعت و آدمهای با معرفت روزگار که هستیمان را در بر میگیرند و وجود انسان در نگاههای صمیمیشان تهی میشود.
**************
زمان حدیث لایتناهی تکرار است . بیا تولدی دیگر را در بینهایت تباهیها جشن بگیریم.بیا شکفتن نرگس
آغاز را در کویر واقعیت خاک ببینیم.بیا بودن ِ دوست داشتن ِ انسان بودن ِ فهمیدن ِ شنیدن و خواستن را باور کنیم. هر چند دوران ما با جراحت آلوده آمار و ارقام بر بستر درد آلود مادّیت و تب غرق شدن در منیّت خاکی ِ محتضرانه انسانیت را آه میکشد. هر چند عشق با زنگار سیاست و احساس در پیله منطق تندیس تمنای قلب را خدشه دار میسازد.هر چند فریب کلام صداقت نگاه را میشکند . آنچه از من و تو ِ او و ما میماند تنها زنجیر تعلق است. تعلق بدیار فراموش شدگان . مطرودین و مجذومین سال ۲۰۰۰.
آنانکه بلبلانشان هنوز به امید یافتن مجنونهای گمشده بر لب جویبار خشکیده ِ لیلیها را صدا میزند.
آنها که شهرها را به خال لب غلام یار ارزانی داشته و شب گرسنه سر به بالین میگذارند. آنها که از جنگل علم و عمل و صنعت و اژدهای عشق خوار اجبار به سلامت جان به در برده اند.
باید که بودن ِ دوست داشتن ِ و ارزشهای انسان بودن را جشن بگیریم و شادی را لمس کنیم........
غلامرضا
بی نام شروع میکنم.ایرانی هستم.مشتاقم.عاشقم به هر چه دوست داشتنی است.دوست جوانی دارم از منطقه سر سبز ایران
به پیشنهاد دوست جوانم برای معرفی این وبلاگ مینویسم.تصمیم داریم به کمک همه مشتاقان و دوستان با ذوق این وبلاگ رو راه اندازی کنیم. برای نوشتن خوبیها . برای دور انداختن همه بدیها.برای هدیه دادن عشق به همه بچه های ایران پاک و عزیز . به کمک همه محتاجیم. نیازمند نظرات و انتقادات دوستانه. این فضای ناقابل را به همه دوستانی که با اعتقادی پاک و دستانی سپید ما را یاری خواهند کرد تقدیم میکنیم. به امید روزی که موفقیت همه ایرانیها و ایران دوستان را در سراسر جهان شاهد باشیم.
غلامرضا


