چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود
نگاه کن
تمتم هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام میکشد
مرا به اوج میبرد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب میشود
*****
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها-ز ابرها-بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
(فروغ فرخزاد)
"دیروز بود و فردایی خواهد بود."
تا آن ساعت-گذشته را طنینی می انگاشتم که محو و فراموش میشود-
و آینده را عصری میپنداشتم که احتمالا" به آن نخواهم رسید-اما اکنون
آموخته ام
که در زمانِ کوتاهِ اکنون-همه زمانها
با هر آنچه که در زمان وجود دارد
در دسترس است و تحقق میابد......
که با زیبایی اش افسونمان میکند
اما کسی که حیله هایش را بشناسد
از سِحر او خواهد گریخت..........
من مدتی است که ذهنم خیلی درگیره و بهم فرصت نگارش مطلب جدیدی رو نمیده . چند پست آخر هم از نوشته ها و مطالب قدیم بود . البته قصد دارم با داستان چند قسمتی مثل پست واکنش به روز بشم . تا داستان جدید آماده بشه سعی میکنم مطالبی از بزرگان این مرز و بوم رو یک روز در میان پست کنم . خیلی برای خودم مشکله که مخاطبانم با وبلاگی بدون مطلب روبرو میشن . انشااله که بتونم این خلاء رو جبران کنم.
از محبت همه شما دوستان عزیز شرمنده هستم.
تا فرصتی دیگر و سخنی دیگر.............
عشق پاک نایاب است و اعتراف فریاد گونه نشان پاکی عشق. در این دنیای پر از نیرنگ و ریا با اعتقاد عاشق شدن در توان هر تنابنده ای نخواهد بود . در زمان مجروحی که احساس در میزان مادیت پیمانه میشود و دوران پر دردی که عاشقان مطرودینی بیش نیستند با عشق زیستن و برای عشق زیستن جسارتی فراموش نشدنی خواهد بود.جسارتی که یادگارش جاودانه خواهد ماند و زنگار ریا و تزویر در برابر آن رنگ خواهد باخت.........
****************
(و چون عصر فرزانگی فراز آید
و آدمی آدمی را یاور شود
از ما ای شمایان
با گذشت یاد آرید)


