بسان سایه ای گذرا
گذر میکنم
دستانم خالیست
و از این ریشه برگی به سوی نور نمیروید....
ریشه ام در آب است
ولی ساقه ام وارونه رویش میکند...
تنهاییم به اوج میرسد
وشب تنها بهانه ای یرای فرار از روشناییست.....
گذر میکنم
دستانم خالیست
و از این ریشه برگی به سوی نور نمیروید....
ریشه ام در آب است
ولی ساقه ام وارونه رویش میکند...
تنهاییم به اوج میرسد
وشب تنها بهانه ای یرای فرار از روشناییست.....